متين جان متولد ٢٤ ارديبهشت ١٣٨١ و كسرا جانمتين جان متولد ٢٤ ارديبهشت ١٣٨١ و كسرا جان، تا این لحظه: 16 سال و 9 ماه و 7 روز سن داره

پسران من

دینگ دینگ .. بازی

در هفته بازیهایی که باهم انجام می دهیم را اینجا می گذارم آن هم مصور!! داشتیم باهم کاردستی درست میکردیم اونم بع بعی ... مواد لازم : مقوای سفید - پنبه - چسب ماتیکی - قیچی -چشمی های عروسک - یک عدد پسر خوردنی  با یک بشقاب یک گردی نسبتا بزرگ روی مقوا میکشیم و قیچی میکنیم بعد کسرا تمام مقوا را چسب مالی کرد و پنبه های گردالی شده را دستش می دادم واونم میچسبوندبعدهم چشمهاش و دهنش . همین. عکس رو فراموش کردم ازمراحل کاربگیرم .اما آماده شده اش می شه این :         بعد از اتمام کار دیدم با اضافه ی مقوا داره نقاشی می کشه اونم چیییییییییی ؟ صورت آدمک وااااااای داشتم ذوق مرگ میشدم اولین تصویر ذ...
17 خرداد 1391

حسین پناهی

می دانی یک وقت هایی باید روی یک تکه کاغذ بنویسی تعطیل است و بچسبانی پشت شیشه افکارت باید به خودت استراحت بدهی، دراز بکشی، دست هایت را زیر سرت بگذاری به آسمان خیره شوی و بی خیال سوت بزنی  در دلت بخندی به تمام افکاری که پشت شیشه ذهنت صف کشیده اند،آن وقت با خودت بگویی بگذار منتطر بمانند!!!!!!!!!!! ...
12 خرداد 1391

موفق در عملیات پوشک گیری !

  عمليات ما يك بار در ١٨ ماهگي رخ داد كه ناموفق بود بچه م اصلا نميدونست چه جوري بگه ج.ي.ش و بعد از چهار پنج روز ما در عمليات پوشك گيري شكست خورديم . وگفتيم زمان بگذره و كسرا خان به درك وفهمي از اين موضوع مهم برسه . نميخواستم كوچكترين استرسي بهش وارد بشه . زمان دوسالگي اش هم سرماخوردگي و بعدش هم مسافرت عيد و خلاصه شروع عمليات بعدي شد ٢٠ فروردين يعني كسرا دقيقاً دو سال و دو ماه و دوازده روزه بود. روز قبل از انجام عمليات رفتيم فروشگاه و خوراكي هاي كوچولو و خوشمزه اي كه دوست داشت رو چند بسته گرفتم به عنوان جايزه ( آب نبات چوبي هاي كوچولو و ژله هاي كوچولو ) اينجايي كه ميگم كوچك به دليل مضراتي كه اين نوع خوراكي ها دارن . ولي من ناچار بودم...
4 خرداد 1391

گردش آخر هفته

 دیروز با نازی جون و حسین آقا رفتیم باغ جنت . ناهار و اونجا خوردیم تا عصر حدود 6 برگشتیم                              اینم از عکس های بچه ها.......                                              نسیم کوچولو که موقع ناهار خواب بود و داشت غذاشو میخورد        ...
30 ارديبهشت 1391

تولد پسر عزیزم متین

    ٢٤ اردیبهشت آقا متین گلم شمع ده سالگیش رو فوت کرد و وارد ده سال دوم زندگیش شد                                و اما عکس های جشن چهار نفره ی ما.......                                                             ...
27 ارديبهشت 1391

شعر

اوج این روزها در مسیر تمام فرضیه های نا تمام ایستاده ام با طرحی ساده از خودم دستهایم را بر واژه های فروریحته می کشم که از چسبندگی کاغذ بی زارند تنها می خواهند من را بنویسند برای تو به اوج که می روی شاه نشین ذهن من می شوی تو آهسته تر می شوی اما چشمانم تو را بلند تر میبیند در فصل ذهن من همه فلسفه های جهان می سوزد و بهای تردید را یک عمر عاشقی پس می دهد از آن زمان که رفتی روزهای زیادی گذشته است برای کسی که شبانه روز خیالش دسته گل به آب می دهد این واژه ها دقیق ترین مقداریست که می تواند روزهای بی تو بودن را متر کند من هر بار  خانه ام را به هم می ریزم اما خوش عکسیت ...
26 ارديبهشت 1391

گردش در نارنجستان قوام

  این پنجشنبه با کسرا در نارنجستان قوام بودم و قراره هرپنجشنبه جایی برای بازدید بریم و گزارش مصورش رو اینجا بگذاریم .متین هم که از خواب صبحشون نگذشتند و ما بدون او رفتیم .ساعت 9 حرکت کردیم به سمت موزه:                     لطفا عکس ها را در ادامه ی مطلب مشاهده کنید....                                                   ...
15 ارديبهشت 1391
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به پسران من می باشد